Tuesday, July 16, 2013

فلانی ِ دوشنبه های من



آهای فُلانی؛
خوبی؟
کار و بارت خوبه؟
هنوزم چشمات میخنده؟
هنوزم لبات حرف داره؟
.
.
آهای فُلانی؛
منم خوبم
هنوزم حرف میزنم
ولی نه به زیادیِ قبل؛
هنوزم میخندم
ولی نه بلندیِ قبل؛
هنوزم مینویسم
ولی نه به قشنگیِ قبل؛
هنوزم عاشق میشم
ولی نه به گرمیِ قبل؛
.
.
آهای فُلانی؛
از دوشنبه های دوست داشتنیمون چه خبر؟
هنوزم میبینی شون؟
از کافه گردی ها و کتاب خونی هامون چه خبر؟
هنوزم میری شون؟
از حرفهای نگفتمون چه خبر؟
هنوزم میگی شون؟
.
.
آهای فُلانی؛
کاری نداشتم,
فقط امروز باز فهمیدم
چقدر کافه که نرفتیم
و
چقدر کتاب که نخوندیم
و
چقدر آهنگ که همخونی نکردیم
و
چقدر حرف  که نزدیم
و
چقدر  "گندم" که نکاشتیم
و
چقدر دوشنبه که دوست داشتنی تر نکردیم
و
چقدر
و
چقدر
و
چقدر
.
.
آهای فُلانی؛
دوشنبه و دوشنبه هایت دوس داشتنی....
.
.
 " دوشنبه "

No comments:

Post a Comment