Wednesday, December 26, 2012

شیرِ درون من ...

شیری درون ِ من , چنگ میکشد ؛
میغُرد و همه چیز را به هم میزند ؛
شیر است و طبعیتش درگیری ست ؛
آنقدر زدنش که قانونش ،قانون خونریزیست؛
 اینجا جنگلی بیش نیست ؛
 شیر نباشی ، حکم روبَهان قطعیست ؛
شیر ِ درون من , البته شیر نبود از اول ؛
بچه گربه ای بود زیبا  ؛
به دنبال رشته ای کاموا  ؛
بزرگ و بزرگتر شد....؛
 تا این دنیا ؛
شیرش کرد ؛
درنده ای بی همتا!










No comments:

Post a Comment