یه موقع هایی هست تو رابطه که دیگه دوسِت نداره,
هر چقدر هم بگه "دارم , باور کن ", تو باور نمیکنی,
میبینی دوسِت نداره , با پوست و گوشتت حِسِش میکنی,
اون موقع هاست که میفهمی همه چی تمومه؛
.
.
.
یه موقع هایی هم هست که بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت , طاقت نمیاری و 4 صبح بهش زنگ میزنی , ولی وقتی گوشی رو بر داشت و صداش رو شنیدی , میبینی هیچی واسه گفتن نداری, چیزی نمونده بگی,
اون موقع ها هم میفهمی همه چی تمومه؛
.
.
.
یه موقع های دیگه ای هم هست که سرِ ظهر , داری رانندگی میکنی و پلِ تموم نشده ی صدر رو نگاه میکنی و فحششون میدی که بی مقدمه و الکی میزنی زیرِ گریه؛
این هم از اون موقع هاست که میفهمی همه چی تمومه؛
.
.
.
بعضی موقع ها هم همه ی مواردِ بالا......
No comments:
Post a Comment