ساعت 10:30 صبح , مترو قیطریه , به موقع برایِ کلاس...
ساعت 10:45 صبح , مترو قیطریه , هنوز یه کم وقت دارم...
ساعت 10:59 صبح , مترو قیطریه , به حسابِ من الان باید مترو هفتِ تیر پیاده میشدم !
ساعت 11:06 ظهر , هنوز مترو قیطریه , خوب فوقش یه 10 دقیقه دیر میرسم کلاس !!
ساعت 11:15 ظهر , هنوز مترو قیطریه , کلاسم شروع شده !!!
.
.
.
دردسرتون ندم:
ساعت 11:45 ظهر , بالاخره مترو هفت تیر , نیم ساعت از کلاسم گذشته!!!!
.
.
حالا چرا مترو حرکت نمیکرده , چون خانمی به قصد خود کشی پریده جلوی قطار (!!) و گویا سالم هم از اونورش اومده بیرون! راست و دروغ ِ این ماجرا هم باشه گردن کسایی که تعریف کردن , ما که شنونده بودیم....
.
.
حالا این که ما به کجا میرویم و چه بلایی داره سرِمون میاد به کنار , من همینجا عاجزانه , خواهرانه , یه زانو بر زمین , دو کفِ دست بر زمین ازتون خواهش میکنم زین پس برای وصل شدن به ملکوتِ الهی قیدِ مترو را بزنید...هم کارِخودتون راه میوفته , هم ما ...
مُتُشکرم....
No comments:
Post a Comment