Thursday, January 31, 2013

شاید...



باران که نتوانست بشویَدَت از من ؛
یادَت هست ؟؟
این برف هم گمان نکنم ...
شاید با برفی دیگر, سالی دیگر , جایی دیگر ...
گوش کن...
صدای قطره ها روی نورگیر ؛
بوی عاشقی های دلگیر ؛
نفَسِ خاطره های دامن گیر ؛
عطرِ شب مانده ی تنت روی بسترِ خالی ؛
هوایی میکنند تنم را ؛
.
.
خیالی نیست ....
شاید با برفی دیگر, سالی دیگر , جایی دیگر ...

No comments:

Post a Comment