احساس میکنم جورابم ؛
جورابی راه راه و رنگی ؛
که لنگه ام هم گم شده است ؛
آی ی ی مَردُم , لنگه ام ..... من لنگه ام را میخواهم ؛
جورابِ یک لنگه به دردِ هیچ کاری نمیخورد ؛
مگر اینکه کسی یک پا داشته باشد ,
کسی هم که یک پا داره شاید دیگر حوصله ای برای پوشیدن ِ جوراب ندارد ؛
شاید هم با من عروسک درست کنند برای دخترکی ؛
نکند با من زمین ها را تمیز کنند؟؟؟
نه,نه ..... کاش من را بالای شومینه ای آویزان کنند تا جای کادوی بابا نوئل باشم ؛
آی ی ی ی مَردُم , لنگه ام ..... من لنگه ام را میخواهم ؛
جورابِ یک لنگه به دردِ هیچ کاری نمیخورد .......
احساس میکنم جورابم ؛
جورابی راه راه و رنگی ؛
که لنگه ام هم گم شده است ؛
آی ی ی مَردُم , لنگه ام ..... من لنگه ام را میخواهم ؛
جورابِ یک لنگه به دردِ هیچ کاری نمیخورد ؛
مگر اینکه کسی یک پا داشته باشد ,
کسی هم که یک پا داره شاید دیگر حوصله ای برای پوشیدن ِ جوراب ندارد ؛
شاید هم با من عروسک درست کنند برای دخترکی ؛
نکند با من زمین ها را تمیز کنند؟؟؟
نه,نه ..... کاش من را بالای شومینه ای آویزان کنند تا جای کادوی بابا نوئل باشم ؛
آی ی ی ی مَردُم , لنگه ام ..... من لنگه ام را میخواهم ؛
جورابِ یک لنگه به دردِ هیچ کاری نمیخورد .......
جورابی راه راه و رنگی ؛
که لنگه ام هم گم شده است ؛
آی ی ی مَردُم , لنگه ام ..... من لنگه ام را میخواهم ؛
جورابِ یک لنگه به دردِ هیچ کاری نمیخورد ؛
مگر اینکه کسی یک پا داشته باشد ,
کسی هم که یک پا داره شاید دیگر حوصله ای برای پوشیدن ِ جوراب ندارد ؛
شاید هم با من عروسک درست کنند برای دخترکی ؛
نکند با من زمین ها را تمیز کنند؟؟؟
نه,نه ..... کاش من را بالای شومینه ای آویزان کنند تا جای کادوی بابا نوئل باشم ؛
آی ی ی ی مَردُم , لنگه ام ..... من لنگه ام را میخواهم ؛
جورابِ یک لنگه به دردِ هیچ کاری نمیخورد .......
No comments:
Post a Comment