Friday, May 3, 2013

اینجا , دقیقا همین جا



اینجا،آدمهایش با هم قهر هستند؛
اینجا،آدمهایش هیچ وقت همدیگر را ندیده اند؛
اینجا،جای هر آدمی صدا هست؛
اینجا،صداها زندگی میکنند؛
اینجا،خانه نیست،ضبط است،رادیوست؛
اینجا،خودِ خودِ دنیای مجازیست؛
اینجا،من "او" را از صدای آب و ناله ی ظرفهای یک شب مانده و قدم های تند و ریزش بر روی پله ها میشناسم؛
اینجا،من "اوی دیگر" را از صدای بسته شدن خفه ی درِ خانه اش در یک طبقه پایین تر و باز شدن بلافاصله دری دیگر میشناسم؛
اینجا،من "اوی بزرگتر" را از صدای آرامِ در ، در نیمه های شب و قدم های سست و کشدارش بر روی پله ها میشناسم؛
و "او " ها من را از صدای دکمه های کیبورد و سریال های شبانه و گاه پچ پچی بچه گانه میشناسند؛
اینجا،من او را هرگز ندیده ام؛
در آلبومم جای عکس ، ففط صدا میگذارم؛
چون
اینجا، من او را هرگز ندیده ام؛
ولی میدانم که چقدر دلم برای این صداهای بی تصویر تنگ خواهد شد ، اگر روزی.....
.
.
.
صدااا؟
هست
تصویررررر؟
رفت
به گیرنده های خود دست نزنید، اشکال از "من" است!
2 اردیبهشت 92

No comments:

Post a Comment