Friday, September 21, 2012

پاییز جان

پاییز جان جان آمدی,
خوش آمدی؛
فقط حواست باشد خاطره ها را لابلای برگ ریزونت گم نکنی ؛
نگاهش را ابری و چشمهایش را بارانی نکنی؛
مواظب باش جانش را پاییزی نکنی؛
برگهایت را فرشِ زیرِ پاش؛
خش خش َ ش را لالاییِ شبهاش؛
بارانت را مُسکنِ دردهایش , قرار بده
پاییز جان ,
نکند با طنازی هایت ,دلش را ببری؟
نکند با رنگ هایت , عشوه هایت ,عاشقش کنی؟
و بروی و یک سال  پیدایت نشود؟؟
پاییز جان ؛
نذر میکنم ,
با آمدنت , خبرهای خوب اگر آمدند ,
دخترم را پاییز بنامم...
دختر ِ پاییز ؛
.
.

 امضاء
مادرِ احتمالیِ پاییز



No comments:

Post a Comment