Friday, October 25, 2013


خانه اي خواهم ساخت ؛
ديوارهايش از پيچك هاى سبز؛
سقفى از جنسِ سپهر؛
پنجره ها را با بلوطِ قرمز؛
پرده هايش همه از پروانه؛
كف پوشى از گلبرگِ خيس؛
ديوارهايش را پُرِ از عكسِ اقاقى ها خواهم كرد ؛
ابرها را مبل،
دريا را تابلويى بر سردرِ خانه .
.
.
صبر كن !
گويى چيزى را از قلم انداخته ام؛
.
آه يادم آمد؛
چند عدد ستاره روى ميزم خواهم چيد؛
بسترى از گُل خواهم انداخت ؛
انگور خواهم نوشيد؛
منتظر خواهم ماند .
.
.
.
منتظر خواهم ماند ،
تا تو بيايى و قاب خالىِ در را ، با حجمِ حضورِ تو بپوشانم ...
.
.
منتظر خواهم ماند،
خانه اي خواهم ساخت....


آخرِ مهرِ بي مهرِ ٩٢
 —

No comments:

Post a Comment